آیا می آیی به دیدن این دل گرفته ترین دختر دنیا؟
یکصدا سکوت می شوی باز می زنم گره ریسمان انتظار را بر امید شعرهای تو باز می شود دخیل من باز می شوی غزل سحر می شوم سبک سبک پادشاه سرزمین بیت های تو در دراز سلسله مو پریش های شعرهای تو ...... اولین نبوده ام واپسین قصه نیز قطره ام میان ابرهای تو باز هم سکوت می شوی باز هم شکستنی -شبیه دل- -شبیه بغضهای هر شبم- باز هم به دل نشستنی تا انتهای جاده ی ایثار می رویم آنجا در انتظار ماست ما می رویم وقتی شغال رفت وقتی سپیده زد از سرنوشت ما ما زنده می شویم من شبنم سحر تو قله ای بلند نزدیک آسمان همیشه آمده ای تا به رخ بکشی نبودنت که نه از زمین منی نه از ستاره ی دور نه اهل نیلی باران، نه پاکی برف بگو کجاست آخر شکستگی ام؟ بگو کجاست هوایی که از آن تو همه دنیا همیشه ولی حریم گرم سرزمین من است برو به هر کجا که تو خواهی نگو که من از حرارت آن سرزمین جدا بشوم چقدر دلم -همیشه و هر لحظه- از خدا میخواست: که در افق، ته جاده -در انتها- به من برسی که با تمام نفس، با تمام وجود واژه شوم: «بهانه ی همه شادی همه غم ها همیشه برایم عزیز می مانی» امروز و فردا به مناسبت روز کوهستان گروههای مختلف کوهنوردی به پاکسازی طبیعت و کوهستان می پردازند. هم فاله هم تماشا خیلی خوش می گذره اگه می تونید این فرصت رو از خودتون دریغ نکنید. ۲)در مورد تئاتر مهر هفتم: تا هفت مهر در تالار قشقایی روی سن می ره. بر اساس فیلم مهر هفتم اینگمار برگمن. داستان در مورد شوالیه ای است که بعد از ده سال از جنگ های صلیبی برگشته و با مرگ و مردمی طاعون زده رو به رو می شود. شخصیت های داستان در جستجوی خدا هستند. در جستجوی حقیقت مرگ و از این نظر در تمام طول داستان مشابهت هایی میان خودتان و آدم های قصه حس می کنید. کشیش هایی که مردم را می فریبند و...
ما رهسپار دوردست
مشتاق قله ایم
خورشید می خریم
ما پا به پای هم
زخمی و استوار
آغوش بر گشوده و لبخند بر لبش
لبریز عشق یار
آنروز می رسد
آنروز می رسیم
بر برگ آرزو
.........
همزاد آفتاب
......باورم نمی شود:
این منم که اینچنین
در نبود شانه هات
بی پناه و سر به زیر
بیقرار آشیانه گریه می کنم؟
نیستی ببینی ام که بی غرور
بی تو تکیه گاه
سنگی صبور
بی اراده با نسیم،
-می روم مگر ببینمت-
می روم مگر
بیابمت زلال
می روم ز درد خواهشی محال
................
ای شبیه لحظه های کودکی!
رفته ای و دیدنم چه دیدنیست
رحم کن که قصه ام شنیدنیست
نیستی و نیستم
به آن صبوریت
رفته از کفم دلم ز دوریت
..........
دلشکسته رفته ای ولی بدان
-زین
سپس-
که
صادقانه گریه می کنم
رفته ای و در فراق دشت شانه هات
عاشقانه
عاشقانه
عاشقانه.....
گریه می کنم
| Design By : Night Skin |


